جنگ برای نفت خاورمیانه فقط یک تنگه را به میدان بحران تبدیل نکرده بلکه مسیرهای جایگزین هرمز را نیز به اهدافی آسیبپذیر بدل کرده است. از پمپهای ینبع تا کریدورهای ناامن عراق و سوریه، دور زدن هرمز هزینهای سنگین دارد.
ینبع؛ جایگزین آمادهای که خودش آسیبپذیر است
خط لوله شرق–غرب عربستان با طول ۱۲۰۰ کیلومتر و ظرفیت اسمی ۷ میلیون بشکه در روز، یکی از مهمترین مسیرهای دور زدن هرمز است. اما حملات سپتامبر به سه ایستگاه پمپاژ نشان داد که عبور از تنگه، لزوماً به معنای عبور از بحران نیست. توقف این خط، بارگیری نفت خام در ینبع را متوقف کرد و حتی پس از راهاندازی مجدد در ۲۲ سپتامبر، چند روز طول کشید تا صادرات از سر گرفته شود.
زمان بازگشت نفتکشها، جریان ینبع تنها ۲ تا ۲.۶۵ میلیون بشکه در روز بود و رسیدن دوباره به سطح حدود ۵.۵ میلیون بشکهای پیش از حمله ممکن است یک ماه زمان ببرد. همزمان، حق بیمه ریسک جنگ برای نفتکشهای مرتبط با عربستان به حدود ۳ درصد ارزش کشتی رسیده؛ در حالی که اوایل ژوئیه کمتر از یک درصد بود.
جیحان؛ خروجی عراق بدون نفت کافی
جیحان ترکیه اکنون نفت عراق را بارگیری میکند، اما مسئله اصلی نه پایانه، بلکه رساندن نفت جنوب عراق به شمال است. جریان در اواسط سپتامبر حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز بود؛ رقمی که پیش از جنگ حدود ۲۵۰ هزار بشکه بود.
بغداد برای جبران این محدودیت به کامیونها متوسل شده است. در یک آزمایش، ۲۰۹ کامیون طی دو روز حدود ۳۸ هزار بشکه نفت را به کرکوک منتقل کردند. اما با میانگین تنها ۱۸۲ بشکه در هر کامیون، انتقال ۲۵۰ هزار بشکه در روز به حدود ۱۳۷۰ سفر کامیون نیاز دارد.
«ریچارد برونز»، تحلیلگر انرژی، هشدار داده است: «این تصور که تنگه دیگر اهمیتی نخواهد داشت یا بیارزش خواهد شد، صرفاً شعار است.» جیحان برای عراق یک خروجی است، اما هنوز جایگزین واقعی ظرفیت صادراتی خلیج فارس نیست.
بانیاس؛ رؤیای بزرگ، مسیر پرریسک
پروژه بانیاس بلندپروازانهتر است. شبکه پیشنهادی عراق–سوریه حدود ۱۵ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و ظرفیت اولیه آن حدود ۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. با این حال، ساخت چنین مسیری ممکن است حدود سه تا چهار سال زمان ببرد.
مسئله فقط هزینه و زمان نیست. خط احتمالی باید از غرب عراق و شرق سوریه عبور کند؛ مناطقی که امنیت آنها شکننده است و بازیگران مسلح همچنان در آن حضور دارند. چتمهاوس هشدار داده که حملات به چاههای نفت و کامیونهای نفتکش در شرق سوریه و ساختار امنیتی چندپاره عراق، این زیرساخت را در برابر اخلال و باجگیری آسیبپذیر میکند.
از سوی دیگر، حضور نظامی و حملات اسرائیل در سوریه نیز بر هر مسیر احتمالی به بانیاس سایه میاندازد. حتی با کاهش تحریمهای غربی علیه سوریه، ریسک بانکی، بیمهای و امنیتی یک پروژه چند میلیارد دلاری همچنان پابرجاست.
هرمز هنوز مرکز ثقل بازار نفت است
واقعیت این است که هیچیک از مسیرهای جایگزین، فعلاً نمیتواند جایگاه هرمز را از بین ببرد. ینبع آمادهترین گزینه است، اما به دریای سرخ و بابالمندب وابسته میماند؛ جیحان با کمبود زیرساخت داخلی عراق روبهروست و بانیاس هنوز سالها با بهرهبرداری در مقیاس بزرگ فاصله دارد.
جنگ در واقع یک درس روشن دارد؛ مسیر جایگزین الزاماً مسیر امن نیست. آسیبپذیری میتواند از یک تنگه به ایستگاه پمپاژ، از آبراه به جاده، از خط لوله به بیمهگر و از یک کشور به دولت ترانزیتی منتقل شود. بنابراین معیار واقعی هر مسیر نه ظرفیت اسمی روی کاغذ، بلکه تعداد بشکههایی است که در لحظه بحران واقعاً به نفتکش میرسند. هرمز به همین دلیل همچنان در مرکز معادله نفت منطقه باقی میماند.





نظر شما